18- ارمنستان در دوقدمی تشیّع - قتل عام 30هزار ارمنی شیعه گرا، به امر متوکل عباسی

«ارمنستان در دو قدمی تشیّع!»

«قتل عامّ سی هزار “ارمنی شیعه گرا” به امر متوکّل عباسی»

«سید احمد سجادی»

این برگی از تاریخ ناگفتۀ ارمنستان و سابقۀ گرایش قلبی و باطنی ارامنه به اهل بیت پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله، و خصوصاً حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام است. به همین مناسبت، به نمونه هایی از اشعار و گفته های ارامنه و دیگر مسیحیان، در اظهار عشق و ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت صلوات الله علیهم و شیعیان ایشان می پردازیم:

نمونه ای از سروده های مسیحیان در مدح حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام:

قصیدۀ وامِق مسیحى ارمنی‏:

أ لَیسَ بِخُمٍّ قَد اَقامَ مُحَمَّدٌ (وُ)

عَلِیًّا بِاِحضارِ المَلَا فِى المَواسِم ِ؟! (ی)‏

آیا نه در غدیر خم، محمد، على را، در حضور جمعی که ایشان را اِحضار فرمود، در موسم حج، (به خلافت خود) بپاداشت؟!

فقالَ لَهُم: مَن کُنتُ مَولاهُ مِنکُمُ (وُ)

فمَولاکُم بَعدی علىُّ بنُ فاطِم ٍ(ی)

و به آنها گفت: از میان شما کسی که من مولاى او هستم، بعد از من مولایش على پسر فاطمه (بنت اسد) است!

فقالَ: اِلهی کُن وَلِیَّ وَلِیِّهِ (ی)

وَ عادِ اَعادِیَه، عَلَى رَغم ِ راغِم‏ ٍ(ی)

آنگاه گفت: ای خداى من، با دوستانش مهر بورز و دشمنانش را دشمن بدار! به رغم آن انسان خواری که با این مخالف باشد!

- تا آنجا که گوید:

أما رَدَّ عَمراً یَومَ سَلع ٍ بباتِر ٍ؟ (ی)

کَاَنَّ عَلَى جَنبَیهِ لَطخُ العَنادِم ِ(ی)

آیا این على نبود که عَمرو (بن عبد وَدّ) را، در روز سَلع (کوهی در مدینه؛ نیز: شکاف، و شاید همان خندق)، یا روز جنگ احزاب، چنان با شمشیر بُرّان زد که از هر دو سو، غرق خون و رنگین به رنگ سرخ شد؟!

... وَ عادَیتَ فِى اللّهِ القبائلَ کُلَّها

وَ لَم تَخشَ فِى الرَّحمنِ لَومَةَ لائِم ٍ(ی)‏

... و تو (یا على) براى خدا در مقابل همه قبایل عرب ایستادى؛ و در راه خدای مهربان حق، از ملامت و سرزنش احدى نهراسیدى!

وَ کُنتَ اَحَقَّ النّاسِ بَعدَ مُحَمَّدٍ (ی)

وَ لَیسَ جَهُولُ القَومِ فی حُکمِ عالِم‏ ٍ(ی)

و بعد از محمد، تو از همه به خلافت او شایسته تر بودى؛ زیرا جاهل با عالم یکسان نیست!

توضیح مرحوم علامه امینی، پیرامون این شعر:

ممکن است خواننده از مداحى مسیحیان نسبت به امیر المؤمنین علی علیه السّلام - با اینکه ایشان معتقد به اصل اسلام نیستند، تا چه رسد به مسئله خلافت آن حضرت - تعجب کند! این امر جاى شگفتى نیست زیرا این کار، همراهی با حقایق موجود، و همپایى با تاریخ صحیح است. زیرا شخص منصف، هر چند عقیده‏ اى بر خلاف اسلام داشته باشد، نمی تواند فضایل مولاى ما (امام علی علیه السّلام) را - از قبیل: اخلاق عالیه، علم سرشار، خوارق عادات بسیار، قدرت قهرمانى و جنگ آورى، و بالاخره سخنان بلند و فراوانى که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله درباره او گفته است، نادیده بگیرد.

پیغمبر اسلام صلّی الله علیه و آله، در نظر غیر مسلمانان، یکى از بزرگان و خردمندان عالم است؛ بلکه او را از بزرگ ترین رجال و شخصیت هاى روزگار معرفى کرده‏ اند. اینان چنین می گویند: “بیهوده سخن بدین درازا نبُوَد!” آن هم از کسی چون پیغمبر گرامی اسلام. پس کسى که پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله این فضایل را براى او عنوان کرده است، مانند خود پیامبر، یکى از بزرگان است، و یا لا اقلّ، یک درجه پایین ‏تر از او است.

چنانکه در کتب بسیارى از مسیحیان و یهودیان، مدح و ثَناى فراوانى نسبت به پیامبر و وصىّ او علی صلوات الله علیهما مى ‏یابیم. مانند این کتاب ها:[1]

- گفتار محمّد [صلّی الله علیه و آله و سلّم]، اِستَنلى لِین پول (Stanley Lane-Poole) (مستشرق انگلیسی، درگذشت: 1931م).

- محمّد و قرآن، جان داوِنپورت ‏(John Davenport) (کشیش پروتستان انگلیسی، درگذشت: 1670م).

- محمّد و قرآن، اِدوارد مونته (‏Edward Montet) (استاد زبان های شرقی در دانشگاه ژِنِو سوئیس).

- عقیده اسلام، گُلدزیهِر(Goldziher) (اسلام شناس مجارستانی، درگذشت: 1921م).

- عالَم اسلامى، ماکس مایِرهوف‏(Max Meyerhof)(مستشرق آلمانی،درگذشت: 1945م).

- تاریخ عرب، کِلِمان هُوار (Clément Huart) (مستشرق فرانسوی، درگذشت: 1926م).

- متفکران اسلام، کارّا دُوُو (Carra de Vaux) (مستشرق فرانسوى‏، درگذشت: 1953م).

- خلاصه تاریخ عرب، سِدِیُّو (Sédillot) (مستشرق فرانسوى‏، درگذشت: 1875م).

- سیرۀ محمّد، ویلیام میور (William Muir) (مستشرق اسکاتلندی، درگذشت: 1905م).

- تمدن هاى شرق، رِنِه گروسّه‏ (René Grousset) (مورّخ و مستشرق فرانسوی، درگذشت: 1952م).

- هشیارى/ فرزانگی اجتماعی، دکتر اُگوستو کِرِستا [Augusto Cresta] (نویسندۀ ایتالیایى‏، درگذشت: 1897م).

- محمّد و مکتب محمد، بازوِرث اِسمیث/ اسمیت (Bosworth Smith) (اسقف پروتستان امریکایی، درگذشت: 1884م).

- مسلمانان اسپانیا، راینهارت دوزى‏(Reinhart Dozy)(مستشرق هلندی،درگذشت:1884م)

- عَنِ الشَّرعِ الدُّوَلِیِّ (از قانون دولتى/ اسلام و حقوق)، نجیب اَرمَنازى (درگذشت: 1385ق).‏

- المعلّم الاکبر/بزرگترین معلم، هِربرت وایل‏(Herbert Weil)(مورّخ سوئیسی یا ایرلندی؟).

- قهرمانان، توماس کارلایل (Thomas Carlyle) (مورّخ اسکاتلندی، درگذشت: 1881م).

- اسلام، خاطره ‏ها و سانحه ‏ها، هنرى دو کاسترى (Henri de Castries) (نویسندۀ فرانسوى، درگذشت: ‏1927م).

- ام‍روز م‍س‍ل‍م‍ی‍ن‌، ی‍ا: ع‍ال‍م‌ ن‍و اس‍لام‌، لوتروپ استودارد (Lothrop Stoddard) (مورّخ امریکایى، درگذشت: 1950م).‏

- حکمت ها و اندرزهاى محمّد [صلّی الله علیه و آله]، لئو تولستوى (Leo Tolstoy به انگلیسی؛ Лев Толсто́йبه روسى‏) (نویسندۀ مشهور روسی، درگذشت: 1910م).

- رمز پیشرفت اسلام، تاریخ تمدن اسلام و عرب، و برخی کتاب های دیگر...، از: گوستاو لوبون (Gustave Le Bon) (مورّخ و جامعه شناس فرانسوی، درگذشت: ۱۹۳۱م).

- محمد و تمدن / مُحمّدٌ و الحَضارَة، عبد المسیح اَفَندى وزیر.[2]

و صدها کتاب دیگر، غیر از کتاب هاى نامبرده که مسیحیان درباره اسلام و پیامبر گرامیش صلّی الله علیه و آله نوشته ‏اند. اینها نیست مگر به خاطر اطلاعى که مسیحیان و غربیان از صفات و سجایاى اسلامى و پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله به دست آورده اند، و به عنوان حقایقى روشن که قابل هیچ گونه شک و شبهه اى نیست و با گذشت زمان دستخوش حوادث نمی گردد، متعرض آن شده اند.

خاطره ‏هاى جاودانه اى که تا روزگار بر پا است، شب و روز باید از آنها سخن گفت...

یکى از این گونه حوادث تاریخى جاویدان، واقعۀ غدیر است که مردم (شیعه و سنی) یکصدا در نقل آن هم‏ آوازند. دوست فریاد می زند، ناصبى اعتراف می کند، مسلمان به آن استدلال میکند و اهل کتاب (مسیحی و یهودی) هم با صداى رسا از آن یاد می کنند.

وامق ارمنی، شاعر مسیحی را بشناسیم‏:

بقراط Հիպոկրատի (هیپوکراتی) فرزند اَشوط Աշոտ (آشوت/ آشود) معروف به وامِق (لقب عربی، به معنی عاشق) شاعر ارمنى مسیحى، یکى از بطریق (پاتریک) هاى ارمنى و پیشواى بزرگ آنان و رهبر و فرمانده مقدّم در قرن سوم هجرى قمری، بوده است.

ابن شهرآشوب در مَعالِم العلماء او را در ردیف مدح‏گویان معتدل اهل بیت علیهِمُ السّلام شمرده است.[3]

طرح وامق ارمنی برای ترویج تشیّع در ارمنستان؛

و دستور متوکل عباسی به سرکوبی ارامنۀ هوادار وامق و قتل عامّ سی هزار نفر از آنها:

مورّخانی چون یعقوبی[4] و ابن اثیر[5] گزارش داده اند:

در سال 237ق مردم ارمنیه (ارمنستان) بر حاکم عباسی خود، یوسف بن محمّد، شوریده، او را کشتند. علت این امر از آنجا بود که وقتى یوسف به جانب ارمنیه می رفت یکى از بطریق‏ها (رهبران مذهبى) به نام “بقراط بن اشوط” (وامق) که از بزرگ بطریق‏ها بود، نزد یوسف آمده از او امان خواست. یوسف، بطریق و پسرش نعمت را گرفته، به دربار خلیفه ستمگر، متوکل عباسی گسیل داشت‏. لذا، بطریق‏هاى ارمنى با پسر برادر “بقراط بن اشوط” بر کشتن یوسف هم پیمان شدند. موسى بن زُرارة داماد بقراط در این کار با آنان موافقت کرد. وقتى خبر توطئه به یوسف رسید، اطرافیانش او را از توقف در آن محل منع کردند، ولی او نپذیرفت. زمستان فرا رسید، برف مى‏بارید، درنگ کردند تا برف فرو نشست، پس قصد او را کردند، او در شهر “طرون” (یکى از شهرهاى ارمنیه) بود، شهر را محاصره کردند، او از حصار خارج شده با آنان جنگید؛ تا آنکه بالاخره او و هر که همراه او مى‏جنگید، کشته شدند. امّا آنان که با او نمی ‏جنگیدند، پس به آنها گفته شد: “لباس از تن بیرون کنید و خود را برهنه سازید تا نجات یابید”. به این دستور عمل کردند و با پاى برهنه و بدن عریان راه پیمودند، بیشتر آنان در سرماى شدید تلف شدند و بسیارى دیگر، انگشت های پاهاشان سیاه شد و افتاد، ولى از خطر مرگ نجات یافتند.

یوسف (حاکم عباسی) قبل از این واقعه، یارانش را به سوی روستاهاى مربوط به عُمّال خودش متفرق ساخته بود؛ ولی ارامنه براى هر دسته، گروهى از بطریق‏ها را مأمور ساختند، و بطریق‏ها یاران یوسف را در یک روز کشتند. وقتى خبر به متوکل عباسی رسید، متوکل “بُغا الکبیر” (فرماندۀ ترک)[6] را به خونخواهى یوسف به ارمنیه فرستاد.

بُغا از طریق مَوصِل و جزیره (در شمال عراق و جنوب شرقی ترکیه) رهسپار شد؛ در آغاز کار، از شهر “ارزن” (یکى از شهرهاى ارمنیه) شروع کرد، که موسى بن زُراره و برادرانش اسماعیل سلیمان، احمد عیسى، محمّد و هارون در آنجا مقرّ داشتند. بُغا، موسى را گرفته و نزد متوکل فرستاد و خون شورشیان را مباح ساخت و حدود 30 هزار نفر از ارامنه را کشته و عده بسیارى از آنها را اسیر گرفته و (به عنوان برده) فروختند. (و تاریخ، پیوسته شاهد ظلم خلفای اُمَوی و عباسی و ترکان عثمانی بر مردم ارمنستان بوده است؛ بر عکس سلاطین و حاکمان عدل پرور شیعه؛ چنانکه همواره روابط حسنه ای میان شیعیان و ارامنه برقرار بوده و گرمی این روابط دوستانه در عهد شاه عباس کبیر صفوی به اوج خود رسید. این است که ارامنه به خاندان پیامبر اسلام صلوات الله علیهم، اظهار عشق و ارادت می کنند و حتی در عزاداری های شیعیان هم شرکت می نمایند).

برخی دیگر از قصیده ‏هاى مسیحیان، در مدح و ستایش حضرت امیرالمؤمنین على علیه السّلام:

بارى؛ گروهى دیگر از مسیحیان در مدح امیر المؤمنین علی علیه السلام شرکت جسته و اشعارى نغز در مدح آن بزرگوار سروده اند؛ اشعار زیر را جمعی از علماء و مورّخین اهل سنت، به نقل از پیشوای خودشان: محمد بن علیّ بن یوسف انصاری شاطبی (درگذشت: 684ق)‏، از سروده هاى زَبینا (ظاهراً همان زاوین Զաւեն از نام های مردانه ارمنی) پسر اسحاق مَوصِلى رَسعَنی[7] مسیحى نقل کرده ‏اند:

وَ ما تَعتَرینی فی عَلیٍّ و رَهطِهِ

إذا ذُکِرُوا، فِی اللَّهِ، لَومَةُ لائمٍ (ی)

و هرگز اثرگذار نخواهد بود سرزنش ملامتگران بر من، در مدح و ستایش علی و آل علی و شیعۀ او، چون که یاد کردن ایشان در راه رضای خدا است.

- و به روایت دیگر:

وَ هَل تَعتَرینی فی عَلیٍّ و رَهطِهِ؟

إذا لَم أخَف فِی اللهِ لَومَةَ لائِمٍ (ی)      

و آیا اثرگذار خواهد بود ملامتی بر من، در مدح و ستایش علی و آل علی و شیعۀ او؟ حال آنکه در یاد کردن از ایشان، در راه رضای خدا، از سرزنش هیچ ملامتگری نمی هراسم.

- و باز به روایت دیگر:

وَ هَل تَأخُذُنی فی عَلِیٍّ وَ حُبِّهِ

إذا لَم اَعثَ یَوماً، مَلامَةُ لائِمٍ‏؟ (ی)

و آ

/ 1 نظر / 40 بازدید
آفتاب نیمه شب

ای نوف خوشا به حال آنان که از دنیای حرام چشم پوشیدند و دل به آخرت بستند ، آنان مردمی هستند که زمین را تخت ، خاک را بستر ، آب راعطر و قرآن را پوشش زیرین و دعا را لباس روئین خود قرار دادند و با روش عیسای مسیح با دنیا برخورد کردند . *امام علی ع-نهج البلاغه حکمت104*